تاريخ : ۱٩ بهمن ۱۳٩٠ | ٥:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سمانه نوری

روزی که حقارت را تجربه می کنی

روبرویت ایستاده ام که بگیرم حق برادری را که هیچگاه نتوانست

روزی که حقارت را تجربه می کنی

صدای گریه های کودکیم آزارت می دهد

و می پرسی از خود

بانی اشکهایم تو بودی یا . ..

من به تو می گویم

اشک ریختم لحظه لحظه آه کشیدم

آب شدم

سوختم

خاکستر شدم

و تـــو . . .

تقاص گریه های نیمه شبهایی سرد را

با حقارت نگاهت پس می دهی

و نمی فهمم چرا هنوز

انکار می کـــنـــی !

 

 

                        به کسی که از پدر بودن فـقـط حمل نامش بر او مـانده 



  • توماس
  • قالب میهن بلاگ