تاريخ : چهارشنبه ٢۱ دی ۱۳٩٠ | ٥:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سمانه نوری

کشتی بیقراریهات  در ساحل سینه ی من آرام پهلو گرفت

از آن روز به بعد

تنها بیقرارت من شدم . . .

نایت اسکین

می بینی ؟

کلمه به کلمه درد می نویسم

و

جمله جمله آه می کشم

این حسرت نبودنهات

حوصله ی غزلهام را سر برده

نایت اسکین

قسم نخور

               می دانم

می دانم پاهایت تنها راه چاره بود

           برای نماندنت . . .

 نایت اسکین

وقتی مردم

نگذار به بهانه ی پوشاندن کفن بر تنم

عریان بنگرند مرا

چون آنوقت می بینند زخم نبودنهات با من چه کرد. . . 



  • توماس
  • قالب میهن بلاگ