تاريخ : ٢۸ آذر ۱۳٩٠ | ۸:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سمانه نوری

تقدیم به تو که بهانه های رفتنت هربار

 

می آزارد روح ِ سرکشم را

از تو که حرف می زنم واژه ها گم می شوند لابلای شرم کاغذ با قلم

اینقــدر عذابم داده ای که راضی شوم به بی تـو بودن ، همه وقت

 

برو ! خیالی نیست 

غرورم را تکه تکه جمع می کنم از لابلای مهربانیت که هرگز ندیدمش !!!

از تــو میگذرم رهگذر . . . 



  • توماس
  • قالب میهن بلاگ