تاريخ : ٢۳ مهر ۱۳٩۱ | ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سمانه نوری

هوایت آمده این حوالی دارد بیداد می کند و شبنم های کوچک چشمم هوای سرسره بازی دارند و اصلا نوبت را رعایت نمی کنند یکدیگر را هول می دهند و زودتر از قبلی می دوند بر پهنه ی صورت نمناکم

هوایت که می آید دیگر خودم نیستم ! نگاه می کنم برگه ی سفید شعر ناگفته ام شبنم ها را عاشقانه در آغوش کشیده اند و عشقبازی می کنند . آه عجب بوسه بارانیست اینجا ! نیستی ببینی وقتی هوایت می آید این شبنم ها چه بازی عاشقانه ای با این برگه های سپید دفتردلم شروع می کنند . . .

دارم در هوای نبودنت نفس می کشم ، دارم خفه می شوم از اینهمه کنار من نبودنت ! بیـا !



  • توماس
  • قالب میهن بلاگ