تاريخ : سه‌شنبه ۳ امرداد ۱۳٩۱ | ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سمانه نوری

رفیقِ تنهـائـیـام
یه ورق با یه مداده
تنِ من یه برگِ زرده
توو مسیرش خیلی باده
من یه بغضِ خیس و کالم
یا یه حرفِ نیمه کاره م
تـوی ایـن ترانـه می گـم
بد نکـن بـا روزِگـارم
یه عمره تنها موندم
زیرِ غمـای بـارون
یه خسته ی بی نشــون
توو چشمـای خیابون
می خــوام برم از اینجــا
خسته و خیس و پوچم
دلم گرفته بـازم
پُر از هـوای کوچـم
یه عمره تنها موندم
زیرِ غمای بارون
یه خسته ی بی نشــون
توو چشمـای خیابون



  • توماس
  • قالب میهن بلاگ